تبليغاتX
هیئت عاشقان مهدی علیه السلام مینادشت

سخن مدیر

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS

    ..............................

لينك دوستان
چت بامديـــــر
حرف دلت رو بگو
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب

سلام امروز متن مناظره ی محمد علی باب شیرازی با علمای تبریز را برایتان می گذارم تا سال نو را با لبخند بر چهره تان آغاز کنید مناظره از این قرار است:

((نظام العلما: ... شما ادعای خود را در حضور علمای اسلام بیان نمایید تا تصدیق و تکذیب آن محقق گردد. اگر چه من اهل علم نیستم و مقام ملازمت دارم و خالی از غرضم تصدیق من خالی از فایده نخواهد بود و مرا از شما سه سوال است:

اولا : آیا این کتبی که بر سنت و سیاق قرآن و صحیفه و مناجات در اکناف و اطراف ایران منتشر شده از شما است یا نه ؟ و آیا آنها را شما تالیف کرده اید و یا به شما بسته اند؟

باب : از خدا است.

منبع: آنچه پسران و دختران باید بدانند


ادامه مطلب

[+] توسط هیئت عاشقان مهدی (ع) در 22:24 | |

هیئت عاشقان مهدی علیه السلام سال نو ٬ سال اصلاح الگوی مصرف را به شما مردم شهید پرور به خصوص جوانان غیور ایران زمین تبریک عرض می کند. امیدواریم سال خوب و پر برکتی را داشته باشید. در انتظار ظهور

                                       norooz.jpg

شهید جلال افشار

از اصفهان به قم می رفت. صدای آهنگ مبتذلی که راننده گوش می کرد جلال رو آزار می داد. رفت و با خوشرویی به راننده گفت: اگر امکان داره یا نوارو خاموش کنید یا برا خودتون بذارین راننده با تمسخر گفت: اگه ناراحتی میتونی پیاده بشی ! جلال رفت توی فکر ٬ هوای سرد و بیابان تاریک و ... قصد کرد وجدان خفته راننده رو بیدار کنهِ اینبار به راننده گفت: اگه خاموش نکنی پیاده می شم راننده هم نه کم گذاشت نه زیاد ٬ پدال ترمز رو فشار داد و وایستاد و گفت بفرما! جلال پیاده شد اتوبوس هنوز خیلی دور نشده بود که ایستاد! همینکه جلال به اتوبوس رسید راننده به جلال گفت: بیا بالا جوون٬ نوارو خاموش کردم . وقتی سالها بعد خبر شهادت جلال رو به آیه الله بهاءالدینی دادن ٬ ایشون در حالی که به عکسش نگاه می کرد فرمود: امام زمان (عج) از من یه سرباز خواست ٬ من هم صاحب این عکس رو معرفی کردم.

[+] توسط هیئت عاشقان مهدی (ع) در 22:18 | |

:: مطالب پيشين